تنهایی - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 20:33
تنهایی.....!لعنت به تنهایی که همه چیز را از آدم میگرد.حتی آنهایی را که روزگاری فکر میکردی جانشان به جانت بسته است.رمان تا آسمان-aseman64
هجوم - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
دلم گرفته است. حتی برای از دست دادن. از دست دادن خودم برای کسی که نیست و من دلم میخواست که باشد. باشد و ببینم که مرا از دست میدهد. بعد بگردد و از زیر سنگ هم که شده پیدایم کند. ببوسدم و شبیه تکه برکتی روی چشمهایش بگذاردم.دلم گرفته است برای حال گند غروبهای جمعه ام. برای شب های تمام نشدنی پائیز.حتی برا...
هزار(خاطره ای جا مانده از کودکی) - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
اغلب ویا بیشتر ما آدما حسرت روزای بچگیمونو میخوریم. همیشه هم به بچه هامون میگیم از روزای بچگیتون استفاده کنین و قدر شو بدونین. اما من بچه گی خیلی خوبی نداشتم. یعنی خاطره ی شیرین و به یاد موندنی نیست که حسرت بخورم به خاطرش و بگم ای کاش بر میگشتم به اون دوران. ادامه مطلب
منصفانه نیست(قسمتهایی از رمان تا آسمان) - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
-منصفانه نیست یکبار زندگی کردن.،وقتیکه اینقدر دیر پیدات کردم.مگه چند سال قراره عمر کنم که سی وچهارسالش بدون تو گذشت...بدون لبخندت...بدون عطرت...بدون صدات؟ قسمتهایی از رمان "تا آسمان"
ماهی عاشق تنگ خودت باش - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
....قصه ی ما آدمها،قصه ی همین ماهی های کوچک است. تمام دریا را هم که داشته باشند باز یک روزی یک جایی خسته میشوند. عشق مالکیت نیست. عاشق واقعی کسیست که حتی به قدر تنگش عاشقانه شنا کردن را بلد باشد. رمان "تا آسمان"
شریعت - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
توی شریعت من بوسیدن تو ،توی خواب از واجباته و بیدارکردنت از مستحبات Aseman64
درد تو - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
حالا که مال منی...بیا و ضرب از کار افتاده ی قلب مرده ام باش. حالا که رویای داشتن تواز کناره های رویایم رخنه کرده ....بیا و دلخوشم کن به جاودانگی ات....بیا و مرا بمیران میان چشمهایت....دفنم کن درون سینه ات وجان الکنم را ترانه کن. از من به من بگو . رهایم کن وبازی ناتمام انگشتانم را روی مسیرهای محال تن...
آن روزها - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
آن روزها خوش بودیم. آن روزها که از هر بیست و چهار ساعت ،بیست و چهار بار میدیدمت ونمیدانستم که قرار است از آخرین باری که دیدمت ،چهار سال بگذرد. آن روزها خوش بودیم.آنقدر که می آمدی و برای تنها عروسکم پدر میشدی و برای من تمام دنیا. آن روزها خوش بودیم.آنقدر که غصه هایم را میان سینه ات پچ پچ میکردم و نمی...
سرزمین مادری - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
پرده هارا کنار بزن.برمن بتاب.برمن که فرو میریزم همچون بهمن سرد تنهایی. برمن بتاب خورشیدوار وآبم کن.بگذار جاری شوم و برویم هر بهار میان دستهایت . در این خواستن بی مقدمه.در این روزهای طلایی داغ که آغشته اند به عطر تن تو،به انتظار بهارم.درست اول فروردین. که قرار است برفهارا کنار بزنی. بیایی و برای من ز...
حقیقت - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 8:09
دارم به عشقی اعتراف میکنم که از حقیقت فراتر میرود.