تصاویر شخصیتهای رمان تا آسمان - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
این تصویر برای مهراد انتخاب شده. به نظرم به تیپو قالب شخصیتی ایشون خیلی نزدیک بود.
تصویر آسماندر رمان تا آسمان - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
تصویر شخصیت محمد در رمان تا آسمان - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
دوستانه - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
دوستان و همراهان عزیز من سلام و وقتتون بخیر.امیدوارم هر کجا که هستین روزو روزگارتون خوش وخرم باشه. لازم دونستم از همینجا از تک تک شما عزیزان که هر از گاهی یادی از من میکنین تشکر کنم. چند باری دوستان د
تایپوگرافی های رمان تا آسمان - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
تایپوگرافیهای رمان تا آسمان - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 1:52
تابستون فصل..... - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:29
کی بود که میگفت تابستون وقت استراحته؟ چرا فک میکردم تابستون که بیاد کلی اوقات فراغت دارم. با اینکه از ساعت هفت صبح بیدارم ولی بازم کسر وقت دارم. گاهی اوقات به این نتیجه میرسم که آدم فسی هستم. ولی باز میشینم دودوتا که میکنم میبینم نه بو خودا.خیلی هم دقیق و آن تایمم. ولی همه چی برعکس میچرخه. مردادم دا...
لینک رمان - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:54
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
آخرشه - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:54
همیشه با خودم فکر میکنم چطور میشه آخه یکی همه چی تموم باشه؟ینی هم خوشگل و خوش هیکل و خوش تیپ و خوش اخلاق و خوش سرو زبونو و خوش شانس و خلاصه ته کمالات باشه.هوم واقعا...چطور ممکنه؟آخه هر جوری حساب کتاب میکنم جور در نمیاد. نود درصد خوشگلا گنده دماغن یا مثلا نصف بیشتر خوش اخلاقا چاق و تپل مپلن.
کنسرو همه چی تموم - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 18:35
اینروزا همه چی عجیب و غریب شده. از فضای مجازی بگیرین تا غیر مجازی.دلمون میخواد همه چی حی و حاضر برامون محیا باشه.غذاهای حاضر و آماده ...پول حاضرو آماده....کار حاضر و آماده.....دوستی های حاضری و آماده....نه صبر داریم ...نه تحمل..زحمت کشف هیچ کسی رو نمی خوایم به خودمون بدیم و لذتشو بچشیم....زیبایی ها
رمان جدید - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 5:35
پاسخ:سلام. دس رو دلم نزار که خینه. بزار آسی تموم بشه بعد ایشالا. دارم زورمو میزنم که تا آخر تابستون دیگه ببندمش.بعد اونو شروع کنم و صد درصد تو انجمن خودمون و درصد خیلی کمی هم امکانش هست که تو تلگرام هم ادامش بدم همزمان
تقدیر - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 19:42
برایم از آرزوهایت بگو......از روزهای قشنگی که داشتی...از خاطرات زیبایی که از بری...به جایش من هم برایت از اشکهایم میگویم...از گریه هایی که کردم عزیز دلم...از دردهایی که کشیدم و درمانی نداشت...از زخم هایی که خوردم وتیماری نداشت...ایمان دارم دست تو حتی اگر مرهم هم نشد نمک هم نمیپاشد. Aseman64
برگرد - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 19:42
Ümit Besen Ömrum Yeter Mi: Daha dün yanimda kollarimdaydin دیروز پیشم ، در میان بازوانم بودی Boynuma sarilip öper koklardi بغلم میکردی و بو و بوسه میکردی Seviyorum derken hep özlüyorken دوسم داری و همش دلتنگمی میگفتی Simdi neden bana yabancisin se اما الان چرا برام یه غریبه ای Seni unutmaya ömr
زخم - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 19:42
مشخص نیستند.نه جای زخمهایتنه آنان که زخمت زدندبه برکه ها می مانی عزیزموهر سنگ که زخمی ات میکنددر تو آرام میشودزخم ها زیباترت کرده اندبه برکه هایی شبیهی کهبا سنگ هازیباترند. کلمات کلیدی:زخم؛
تصویر تو - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 19:42
به نظرم دوست داشتن تصویر روشنی داره. مث آب و آینه.... مث شنیدن این صدا متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را...
عروج - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 8:45
کمال به تنهایی طعم ابدیت را در خود دارد. در قله ی کوه برای کسیکه میخواهد بالاتر رود ،جز آسمان چیز دیگری وجود ندارد. پ.ن:دقیقا یادم نمیاد اولین بار کی این جمله رو خوندم.ولی یادمه وقتی برای بار دوم"شقایق و برف"هانری تروایا رو از کتابخونه به امانت گرفتم
عزیزم؛قهر همیشه هست. - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 8:45
اردیبهشت ؛ ولی سالی یکبار می آید. برگرد تا دوباره عاشقی کنیم. عنوان:زهرا سر کارزاده پ.ن:به خدا که عاشقی سخت نیست.
عبور - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 3:26
دارم از تو عبور میکنم. دارم کنار نفسهای تو و لحظه هایی که با تو گذشت قدم میزنم. دارم از تو رد میشم تا بهت بگم که چقدر دوستت دارم. چقدر آرام خوابیده ای....انگار نه انگار که دلتنگتم! پ.ن:این روزها سخت دلگیرم. برای اوئی که بود و من نفهمیدم.برای کسیکه توی جوانی پیر شد اما مرگ زیباترش کرد. این روزا نوشتن...
آغوش تو - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 3:26
دارند مرا از زمین می کشند بیرون از آغوش ِ تو چیزی بگو ببین جز من تویی که مانده ای بگو جای تو، من مُرده ام .. دستم را بگیر قرارگذاشته بودم حالا که خانه دارد می ریزد در آغوش ِ تو فرو بریزم .. #محمد_مرکبیان پ.ن:نمیدونم سایه ی بدبختی و فلاکت کی قراره از سر این سرزمین کنده بشه. برچسب ها:مرکبیان،محمد
برف - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 13:23
نامش برف بود تن اش، برفی قلب اش از برف و تپش اش صدای چکیدن برف بر بام های کاهگلی .. و من او را چون شاخه ای که زیر بهمن شکسته باشد دوست می داشتم از: بیژن الهی